به گزارش خبرنگار حیات، در حالی که بازار جهانی نفت طی هفتههای اخیر همچنان تحت تأثیر تحولات سیاسی و امنیتی خاورمیانه قرار دارد، رفتار معاملهگران بیش از آنکه بر مبنای متغیرهای صرفاً اقتصادی مانند میزان تولید یا سطح ذخایر جهانی شکل بگیرد، به شدت از ادراک ریسک ژئوپلیتیکی اثر میپذیرد؛ ریسکی که بهطور مستقیم با وضعیت روابط ایران و آمریکا و آینده تنگه هرمز گره خورده است.
در واقع، نفت در شرایط کنونی بیش از آنکه یک کالای صرفاً اقتصادی باشد، به شاخصی از وضعیت امنیتی منطقه تبدیل شده است. هرگونه سیگنال مثبت یا منفی از روند مذاکرات یا تحولات سیاسی، بلافاصله در قالب نوسان قیمتها، تغییر در قراردادهای آتی و افزایش یا کاهش هزینه بیمه نفتکشها در بازار منعکس میشود. همین مسئله نشان میدهد که بازار انرژی در وضعیت فعلی بهشدت از منطق سیاست بینالملل تبعیت میکند.
در چنین فضایی، تحلیل آینده بازار نفت بدون توجه به منطق تصمیمگیری در سیاست خارجی دولتها امکانپذیر نیست؛ جایی که رفتار بازیگران نه بر اساس آرزوها یا سناریوهای ایدهآل، بلکه بر پایه محاسبه هزینه و فایده و در چارچوب محدودیتهای واقعی شکل میگیرد. دولتها در محیطی تصمیم میگیرند که در آن اقتصاد، امنیت، فشارهای بینالمللی و توازن قدرت منطقهای بهطور همزمان بر انتخابها اثرگذار است.
از همین رو، آنچه در بازار نفت اهمیت دارد صرفاً نتیجه نهایی توافقها یا تقابلها نیست، بلکه «انتظارات بازار» نسبت به آینده روابط سیاسی است. تجربه ماههای گذشته نیز نشان داده است که حتی احتمال افزایش تنش در خلیج فارس یا اختلال در تردد نفتکشها در تنگه هرمز، میتواند پیش از وقوع هرگونه تغییر واقعی در عرضه، قیمت نفت را دستخوش نوسان کند.
به بیان دیگر، بازار نفت در شرایط کنونی به شدت آیندهمحور شده و معاملهگران تلاش میکنند پیش از وقوع رویدادها، اثرات آن را در قیمتها لحاظ کنند. همین ویژگی باعث شده است که ریسک ژئوپلیتیکی به یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده در بازار انرژی تبدیل شود؛ متغیری که مستقیماً از روابط ایران و آمریکا، وضعیت امنیتی منطقه و نقش بازیگران اصلی اوپک تأثیر میپذیرد.
در این چارچوب، تنگه هرمز همچنان بهعنوان شاهراه اصلی انتقال انرژی جهان، مهمترین نقطه تمرکز بازار باقی مانده است. هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی این گذرگاه راهبردی، نهتنها بر عرضه فیزیکی نفت اثر میگذارد، بلکه انتظارات روانی بازار را نیز به سرعت تحت تأثیر قرار میدهد و همین موضوع میتواند به جهش یا اصلاح قیمتها منجر شود.
بر همین اساس، آینده بازار نفت را نمیتوان صرفاً با شاخصهای عرضه و تقاضا توضیح داد، بلکه باید آن را در پیوند مستقیم با تحولات سیاست خارجی و موازنه قدرت در منطقه تحلیل کرد؛ جایی که هر تغییر در سطح تنش یا توافق، میتواند بهسرعت به زبان قیمتها در بازار جهانی ترجمه شود.
از طرفی در حال حاضر با توافقی که میان آمریکا و ایران در حال شکل گرفتن است، بازار جهانی نفت در حال ورود به مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که میتواند معادلات انرژی جهان را دگرگون کند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا پایان جنگ به معنای بازگشت آرامش به بازار نفت خواهد بود یا جهان همچنان باید خود را برای دورهای طولانی از بیثباتی انرژی آماده کند؟
جنگ چندماهه میان ایران و آمریکا تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ این جنگ به سرعت به مهمترین بحران انرژی جهان در دهه اخیر تبدیل شد. بسته شدن یا محدود شدن تردد در تنگه هرمز، افزایش هزینههای حملونقل دریایی، رشد حق بیمه نفتکشها و نگرانی نسبت به کاهش عرضه نفت، موجب شد بازار جهانی انرژی یکی از پرتنشترین دورههای خود را تجربه کند.
اکنون شرایط در حال تغییر است. توافقی که یکی از مهمترین بندهای آن بازگشایی تنگه هرمز و تسهیل صادرات نفت ایران است.
ترامپ اعلام کرد: توافق با جمهوری اسلامی ایران اکنون به طور کامل نهایی شده است. به همه تبریک میگویم!بدینوسیله به طور کامل اجازه میدهم که تردد از تنگه هرمز بدون اخذ عوارض بازگشایی شود و همزمان با این دستور، رفع فوری محاصره دریایی ایالات متحده را نیز مجاز اعلام میکنم. کشتیهای جهان، موتورهای خود را روشن کنید. بگذارید نفت جریان پیدا کند!
هرچند که جمعه این اتفاق رسما با امضای توافق محقق خواهد شد و فعلا اقدام عملیاتی صورت نگرفته اما به هرحال این موضوع اقدامی است که میتواند قیمت نفت جهانی را به شدت مورد تاثیر قرار دهد.
تنگه هرمز؛ مهمترین متغیر بازار نفت
کمتر منطقهای در جهان به اندازه تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی اثرگذار است. حدود یکپنجم نفت تجارتشده جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در آن، مستقیماً بر قیمت انرژی اثر میگذارد. در طول ماههای جنگ، محدودیتهای ایجادشده در این آبراه راهبردی باعث شد بازار جهانی با نگرانی کمسابقهای مواجه شود. بسیاری از پالایشگاههای آسیایی برای تأمین خوراک خود با مشکل روبهرو شدند و کشورهای واردکننده انرژی ناچار شدند بخشی از ذخایر راهبردی خود را مصرف کنند.
به همین دلیل اکنون بازگشایی هرمز مهمترین خبری است که معاملهگران نفتی دنبال میکنند. تحلیلگران معتقدند اگر این مسیر بهطور کامل به چرخه عادی بازگردد، بخش مهمی از ریسک ژئوپلیتیکی موجود در قیمت نفت حذف خواهد شد.
نفت ایران؛ بازیگری که دوباره به بازار بازمیگردد؟
یکی از مهمترین پیامدهای توافق احتمالی، بازگشت تدریجی نفت ایران به بازار جهانی است.
بر اساس مفاد مطرحشده در پیشنویس توافق، آمریکا میتواند برای دورهای مشخص محدودیتهای مرتبط با صادرات نفت ایران را کاهش دهد و امکان فروش رسمی نفت و دریافت درآمدهای حاصل از آن فراهم شود.
اگر این روند عملیاتی شود، ایران قادر خواهد بود طی ماههای آینده بخشی از سهم ازدسترفته خود در بازارهای آسیایی را بازیابی کند. چین، هند و برخی کشورهای شرق آسیا همچنان از مهمترین مشتریان بالقوه نفت ایران محسوب میشوند.
با این حال کارشناسان معتقدند بازگشت کامل ظرفیت صادراتی ایران به زمان نیاز دارد. زیرساختهای حملونقل، قراردادهای فروش، بیمه نفتکشها و شبکههای مالی باید دوباره فعال شوند؛ موضوعی که ممکن است چندین ماه به طول بینجامد. از سوی دیگر بیاعتمادیها به آمریکا در زمینه عمل به تعهدات خود همچنان تحلیلگران را نسبت به پیشبینی آینده بازار نفت و رفع تحریمهای ایران مردد کرده است.
چرا با وجود احتمال توافق، قیمت نفت هنوز بالاست؟
در ماههای گذشته بسیاری از اعضای اوپک تلاش کردند بخشی از کمبود عرضه را جبران کنند. با این حال بازگشت نفت ایران میتواند معادلات داخلی این سازمان را دستخوش تغییر کند. اگر نفت ایران با حجم بیشتری وارد بازار شود، احتمال دارد برخی اعضای اوپک برای جلوگیری از افت شدید قیمتها ناچار به بازنگری در سیاستهای تولید خود شوند.
این مسئله بهویژه برای کشورهایی اهمیت دارد که بودجه آنها وابستگی بالایی به درآمدهای نفتی دارد. از این منظر، پایان جنگ ایران و آمریکا نهتنها یک مسئله سیاسی بلکه یک چالش اقتصادی برای تولیدکنندگان نفت نیز محسوب میشود.
از این رو تحولات اخیر برندگان و بازندگان مشخصی خواهد داشت. نخستین برندگان، کشورهای واردکننده انرژی هستند. چین، هند، ژاپن و بسیاری از اقتصادهای اروپایی از کاهش ریسک در بازار انرژی استقبال خواهند کرد، زیرا ثبات قیمت نفت به کاهش فشارهای تورمی کمک میکند.
در مقابل، برخی تولیدکنندگان نفت که از جهش قیمتها در ماههای جنگ سود برده بودند، ممکن است با کاهش درآمدهای نفتی مواجه شوند.
در ماههای گذشته بسیاری از نهادهای مالی بینالمللی نسبت به آثار جنگ بر رشد اقتصادی جهان هشدار داده بودند. افزایش هزینه انرژی، رشد هزینه حملونقل و نگرانی از اختلال در زنجیره تأمین از جمله عواملی بود که بر اقتصاد جهانی فشار وارد کرد.
اکنون با توافق صورت گرفته، احتمالا یکی از مهمترین ریسکهای اقتصاد جهان کاهش خواهد یافت. بانکهای مرکزی نیز فرصت بیشتری برای کنترل تورم خواهند داشت و بازارهای مالی میتوانند با اطمینان بیشتری فعالیت کنند. با این حال نگرانیها نسبت به احتمال شروع مجدد جنگ در سرعت بازگشت بازارهای جهانی به روال سابق تردید ایجاد کرده است.
برخی تحلیلگران هشدار میدهند که آثار جنگ به این زودی از بین نخواهد رفت و هر لحظه ممکن است آمریکا یا رژیم صهیونیستی همانطور که در دو مذاکرات قبلی ناگهان به ایران حمله نظامی کردند، بار دیگر این اقدام تجاوزکارانه را تکرار کنند و جنگ مجددا آغاز شود.
سرمایهگذاران هنوز منطقه خلیج فارس را یکی از حساسترین نقاط جهان میدانند و هرگونه تنش جدید میتواند دوباره بازارها را متلاطم کند.
با توجه به پذیرفتن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز از سوی بسیاری از کشورها، جنگ دوباره میتواند باعث شود که ایران بار دیگر این تنگه راهبردی و حیاتی را مسدود کند و علاوه بر آن تنگه مهم و مؤثر بابالمندب نیز به طور کامل توسط یمن بسته شود. در این صورت بازار نفت میتواند تنشها و تلاطمهایی بیش از جنگ قبلی را تجربه کند.
انتهای پیام/
نظر شما